فـــــــــــــــــارسي ســــــــــــوم راهنمـــــــــايي
قصّه ی تکرار آرش درس نوزدهم
جنگ جنگی نابرابر بود
جنگ جنگی فوقِ باور بود (تکرار چهارگانه ی جنگ: آرایه ی تکرار)
کیسههای خاکی و خونی
خطّ مرزی را جدا میکرد (واج آرایی در تکرار حرف«خ»)
دشمن بد عهد بیانصاف
با هجوم بیامان خود
مرزها را جابهجا میکرد
از میان آتش و باروت (آتش و باروت: آرایه ی تناسب)
میوزید از هر طرف، هرجا
تیرهای وحشی و سرکش (وحشی و سرکش: آرایه ی تناسب)
موشک و خمپاره و ترکش (تیر و موشک و خمپاره و ترکش: مراعات نظیر)
آن طرف، نصف جهان با تانک های آتشین در راه
این طرف، ایرانیان تنها
این طرف، تنها سلاح جنگ، ایمان بود (مبالغه)
خانههای خاک وخون خورده (واج آرایی در تکرار حرف«خ»)
مهدِ شیران و دلیران بود
شهرخونین، شهرِ خرمشهر
در غروبِ آفتابِ خویش
چشم در چشم افق میدوخت (چشم درچشم افق میدوخت:آرایه ی تشخیص)
در دهان تانک ها میسوخت (چشمِ افق/ دهانِ تانکها: اضافه ی استعاری)
شهر، شیرمردان را صدا می زد : (شهر خرّمشهر شیرمردان را صدا میزد:آرایه ی تشخیص)
آی ای مردان نام آور
ای همیشه نامتان پیروز (واج آرایی در تکرار حرف«آ /ی»)
بیگمان امروز
فصلی از تکرار تاریخ است
گربماند دشمن، از هر سو
خانههامان تنگ خواهد شد
ناممان در دفتر تاریخ
کوچک و کم رنگ خواهد شد
خون میان سنگر آزادگان جوشید (سنگرِ آزادگان: سنگر ایرانیان)
مثل یک موج خروشان شد (خون مثل موج خروشان شد: آرایه ی تشبیه)
کودکی از دامن این موج بیرون جست
از کمند آرزوها رست (کمندِ آرزوها: ترکیب اضافی، اضافه ی تشبیهی)
چشم او در چشم دشمن بود
دست او در د ست نارنجک (دست نارنجک: ضامن انفجاری نارنجک/ تشخيص)
جنگ، جنگی نابرابر بود
جنگ، جنگی فوق باور بود
کودک تنها ، به روی خاکریز آمد
صدهزاران چشم ، قاب عکس کودک شد (همه با حیرت به کودک ایرانی نگاه می کردند)
چشمها از این و آن پرسان:
کیست این کودک؟
او چه میخواهد از این میدان؟
صحنهی جانبازی است اینجا؟
یا زمین بازی است اینجا؟
***
دشمنان کور دل، امّا
در دلش، خورشید ایمان را نمیدیدند (خورشید ایمان: اضافهی تشبیهی)
تیغ آتشخیز دستان را نمیدیدند
در نگاهش خشم و آتش را نمیدیدند (خشم و آتش: تناسب)
بر کمانش تیر آرش را نمیدیدند
در رگش خون سیاوش را نمیدیدند. (واج آرایی در تکرار «ش»)
کودک ما بغض خود را خورد
چشم در چشمان دشمن کرد
با صدایی صاف و روشن گفت
«آی ای دشمن
من حسین کوچک ایران زمین هستم
تانکهای شومتان را درکمین هستم
مثل کوهی آهنین هستم».
ناگهان تکبیر پر وا کرد «تکبیر پر وا کرد: جان بخشی/جاندار پنداری»
در میان آتش و باروت غوغا کرد
کودکی از جنس نارنجک
دردهان تانکها افتاد.... (دهانِ تانکها:تشخيص)
لحظهای دیگر
از تمام تانکها، تنها
تلّی از خاکسترِ خاموش
ماند روی دستهای دشت (دستهای دشت: تشخيص)/ (دست و دشت: جناس)
آسمان از شوق، دف میزد (تشخیص)
شطّ خرّمشهر ، کف میزد (تشخیص)
شهر یکباره به خویش آمد شهر: مردمِ شهر(مجاز)
چشم اشک آلوده را وا کرد (تشخیص)
بر فراز گنبدی زیبا
قصّهی تکرار آرش را، شهر، قصهی تکرار آرش را، باز هم خواند و تماشا کرد: (تشخیص/)
باز هم خواند و تماشا کرد.
سراینده محمد گودرزی دهریزی
شعرخوانی
بار نخست دیدم ایران باستان را
ایران کاویان را ، ایرانِ راستان را
نخست: اوّل بارِ نخست: اوّلین بار باستان: قدیم، گذشته
کاویان: پادشاهی ، سلطنتی.
بار نخست دیدم شهر قدیمی ری
شهری که ابن سینا بودست در بر وی
ری: پایتخت ایران قدیم. در برِ: در کنار
خجسته: 1 - مبارک ، میمون . 2 - نیک ، خوب 3- فرخنده، شادان
دیدم خجسته شیراز ، شیرازه ی جهان است
حافظ به باغ و بستان چون بوی گل نهان است
شیراز و شیرازه: جناس
مصراع دوم آرایهی تشبیه دارد: 1)مشبه : حافظ 2) مشبه به: بوی گل
3) وجه شبه : نهان 4) ادات تشبيه : چو)
شب تا سحر نشستم با پیروان سعدی
آرام جان من بود شعر روان سعدی
شب/ سحر: آرایهی تضاد آرام جان: باعث آرامش جان
بزم سخن به پاشد در توس باستانی
از شاهنامه خواندم ابیات پهلوانی
بزم سخن: مجلس شعر، شعرخوانی پهلوانی: 1 - دلیری ، حماسی، قهرمانی . 2 - مقام و رتبة پهلوان .
آهسته پا نهادم در کوچه باغ خیّام
لبریز روشنی بود آن جا چراغ خیّام
لبریز: سرشار، پر
در راه سوی تبریز آمد به خاطر من
شعر کمال عاشق سوز فراق میهن
فراق: هجران، دوری میهن: وطن، کشور
ای صاحب سخاوت رود دمان کارون
بادا تو را درودی از رودبار سیحون
سخاوت: کرم، بخشش. دمان: خروشان، جوشان. رودبار: ساحل رود، کنارِ رود. سیحون: آمودریا. در مصراع دوم تکراز حروف باعث افزایش موسیقی کلام و «واج آرایی» است.
علی بابا جان، شاعر تاجیکستانی
راه مهتری
(امیر خراسان را پرسیدند: از امیر خراسان پرسیدند) که تو فردی فقیر و بی چیز بودی و شغلی پست داشتی، (به امیر خراسان چون افتادی؟ چگونه به فرمانروایی خراسان رسیدی؟) گفت: روزی دیوان«حنظلهی بادغیسی» (همی خواندم: میخواندم) بدین دو بیت رسیدم:
مهتری گر به کام شیر در است شو خطر کن ز کام شیر بجوی
مهتری: بزرگی، سروری. به کامِ شیر در است: در دهان شیر است. شو خطر کن: برو و دست به خطر بزن.
زِ کام شیر بجوی: در دهان شیر جست و جو کن.
اگر لازمهی رسیدن به آزادی رفتن به دهان شیر است، برو و آن را از دهان شیر جست و جو کن.
یا بزرگی و عزّ و نعمت و جاه یا چو مردانت مرگ رویاروی
عزّ: 1 - ارجمند شدن ، عزیز شدن . 2 – ارجمندی. جاه : مقام ، منزلت .
یا باید به ارجمندی و مقام و نعمت رسید و یا مانند مردان با مرگ رو به رو شد.
(داعیهای: انگیزهای) در (باطن: دل، باطن) من (پدید آمد: ایجاد شد، بوجود آمد) که به هیچ وجه (در آن حالت که اندر بودم: در آن حالتی که بودم) راضی نتوانستم بود: نمیتوانستم راضی شوم). داراییام بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش رحلت: کوچ، مسافرت) کردم.
به دولت صفّاریان پیوستم: مُلحق شدم) هر روز برشکوه و (شوکت: بزرگواری ، جاه و جلال) و لشکر من (افزوده میگشت: اضافه میشد) و اندک اندک کار من بالا گرفت و ترقّی کرد: پیشرفت کرد) تا (جمله: تمامِ) خراسان را به (فرمان: اطاعت) خویش درآورم. اصل و سبب، این دو بیت بود.
«چهار مقاله، نطامی عروضی»
ادبیّات جهان
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما ای جوانان عجم جان من و جان شما
چراغ لاله: اضافهی تشبیهی عجم: 1 - غیرعرب . 2 – ایرانی
مانند چراغ لاله در خیابانهای شما در سوز و گداز(نورافشانی و روشنگری) هستم. ای جوانان ایرانی، مگر شما مرا دریابید.
در طول بیت، به جهت تکرارِ «ج، چ» نغمهی حروف یا واج آرایی ایجاد شده است.
حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل آتشی در سینه دارم از نیاکان شما
گِردِ چیزی حلقه زدن: دور چیزی جمع شدن. پیکران آب و گل: آفریدگان از آب و خاک، انسانها.
نیاکان: اجداد، پدران. آتش: استعاره از درد. آتشی در سینه دارم: در سینه دردی دارم.
آب و گل و آتش: مراعات نظیر دارند.
ای آفریدگان از آب و گل(انسانها)، از پدران شما آتشی در دلِ من است. گرد من جمع شوید تا آن را فرو نشانم.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}